تبليغاتX
تاجدار هشت و چهار

مادر سقاي عطشان ، همسر شير خدا

نام او ام البنين ، عاشق شير خدا

وفات ام العباس حضرت ام البنين را به پيشگاه آقا ابالفضل وآقا امام زمان (عج) تسليت عرض مينماييم.

 

ياعلي جان مددي كن.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/27ساعت 11:39 بعد از ظهر  توسط كامياب  | 

دومين سالگرد سيد جواد رسيد ، حال باور کرده ام که ديگر برنمي گردي، اين بارهم با حالي زار به ديدارت مي آيم . سخت است ، دوسال سخت با غم فراق ، اشکهاي پنهاني ام و يادآوري خاطرات و نواي يا حسين غريب مادربه خودم دلداري دادم وتنها بااين جمله آرام ميشدم که سيد جواد حالش خوب است و بهترين جاي عالم است ، شب وفات بي بي ام البنين امسال هم از هجرناگهاني و بي بازگشت توسوگوار خواهم بود .

شب وفات خانوم ام البنين :

27خرداد ساعت 5 بعد ازظهر قبرستان نو معيادگاه عاشقان بر مزار بي ريايت .

بعد از نماز مغرب واعشاء نيز در خيابان معلم قم ، روبروي امام زاده احمد بن قاسم در مسجد حضرت خديجه (س) مراسم يادبودي مي گيريم و بازهم از تو تجليل ميکنيم و با نواي  آشنايت به عزاداري مي پردازيم .

سخنران : آیت الله سید محمد سجادی

مادحین : کربلایی حسین عینی فرد و کربلایی حمید علیمی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/26ساعت 10:3 بعد از ظهر  توسط كامياب  | 
حضرت امام صادق عليه‏السلام  در مورد علت شهادت فاطمه (س)
  ميفرمايند:
سبب شهادت فاطمه اين بود كه قُنفذ (غلام خليفه دوم) با غلاف
شمشيراو را زده وبچه ‏اش راكشت ومادرم ازاين جهت به بستربيمارىافتاد
.
مؤلّف گويد: نيز از سُلَيم بن قيس نقل شده: كه عمر بن خطاب(لعنةالله) در
يكسال نصف حقوق همه‏ى كارگزارانش را به عنوان غرامت(و كمبود بودجه و
ماليات) برداشت،ولى حقوق قنفذ را به طور كامل پرداخت،سُلَيم مى‏گويد به
مسجد رسول خدا(ص)رفتم گروهى راديدم درگوشه‏اى نشسته ‏اند،همه‏ ى
آنها  از  بني ‏هاشم  بودند ،جز سلمان و ابوذر و مقداد ومحمد بن ابي ‏بكر و
عمر
بن ابي‏ سلمه و قيس بن سعد بن عُباده، در اين جلسه، عباس (عموى
پيامبر)  به على (ع) گفت: «چرا عمر (لعنةالله) مانند همه ‏ى كارگزارانش، از
حقوق«قُنفذ»چيزى نكاست؟
 حضرت على (ع) به اطراف خود نگاه كرد و سپس قطرات اشك از چشمانش
  سرازير شد، آنگاه در پاسخ عباس فرمود:
شَكَّرَ لَهُ ضَرْبَةً ضَرَبَها فاطِمَةَ بِالسَّوْطِ فَماتَتْ وَ في عَضُدِها اَثَرهُ كَاَنَّهُ الدُّمْلُجْ
«حقوق قفنذ را كم نكرد، تا از او تشكّر نمايد بخاطر ضربت تازيانه ‏اى كه او بر
  فاطمه (س) نواخته بود، كه وقتى فاطمه (س) از دنيا رفت، اثر آن تازيانه در بازوى او وجود داشت و همانند بازوبند، نمايان بود».

 

ياعلي جان مددي كن.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/24ساعت 11:49 قبل از ظهر  توسط كامياب  | 

من عليم كه خدا قبله نما ساخت مرا

 

جز خدا و نبی و فاطمه نشناخت مرا

 

من كه يكباره در از قلعه خيبر كندم

 

داغ زهرا به خدا از نفس انداخت مرا

 

ياعلي جان مددي كن.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/24ساعت 10:49 قبل از ظهر  توسط كامياب  | 

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ‏

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

بسند صحیح عن جابربن عبدالله انصاری

عن فاطمه الزهرا علیها السلام  بنت رسول الله صلی الله علیه و آله قالت سمعت فاطمه انها دخلت ابی رسول الله فی بعض الایام  فقال السلام علیک یا

از فاطمه زهرا علیها سلام دختر رسول خدا صلی الله علیه وآله که گفت شنیدم از فاطمه (س) که می گفت داخل شد به منزل من پدرم رسول خدا در بعضی از روزها پس فرمود سلام

فاطمه فقلت علیک السلام قال انی اجد فی بدنی ضعفا فقلت له اعیذک بالله یا ابتاه من الضعف فقال یا فاطمه ایتینی بالکسا الیمانی فغطینی به ، فاتیته

بر تو باد ای فاطمه (س) پس عرض کردم درود بر تو باد ای پدر بزرگوارم ، پس فرمود می یابم در بدن خود ضعفی را پس عرض کردم پناه می برم ترا به خداوند از ضعف ای پدر بزرگوار پس فرمود ای فاطمه بیاور کسا یمانی را و بپوشان

بالکسا الیمانی فغطیته به و صرت انظر الیه و اذا وجهه یتلالو کانه البدر فی لیله تمامه و کماله فما کانت الا ساعه و اذا  بولدی الحسن قد اقبل و قال

مرا به آن فاطمه (س) فرمود پس آوردم کسا یمانی را و پوشاندم پدرم را به آن و نظر کردم بسوی پدرم و دیدم صورتش مثل ماه در شب چهارده می درخشد فاطمه (س) علیه فرمود اندکی نگذشت که ناگاه پسرم حسن (ع) نزدیکم

السلام علیک یا اماه فقلت و علیک السلام یا قره عینی و ثمره فوادی فقال یا اماه انی اشم عندک رائحه طیبه کانها رائحه جدی رسول الله فقلت نعم ان

آمد و گفت سلام برتو ای مادر بوی جواب دادم سلام برتو باد ای روشنی دیده ی من و میوه دل من پس حسن (ع) فرمود ای مادر بوی خوشی نزد تو به مشامم می رسد گویا بوی جدم رسول خدا باشد گفتم بله جد

جدک تحت الکسا فاقبل الحسن نحو الکسا و قال السلام علیک یا جداه یا رسول الله اتاذن لی ان ادخل معک تحت الکسا قال و علیک السلام یا ولدی و یا

تو در زید کسا است پس حضرت حسن (ع) نزدیک کسا آمد و فرمود سلام بر تو باد ای جد بزرگوار ای رسول خدا آیا اذن می دهی که با شما در زیر کسا باشم رسول خدا (ص) فرمود سلام بر تو باد ای پسر من و ای

صاحب حوضی قد اذنت لک فدخل معه تحت الکسا فما کانت الا ساعه و اذا  بولدی الحسین قد اقبل و قال السلام علیک یا اماه فقلت و علیک السلام یا

صاحب اختیار حوض من به تحقیق اذن دادم ترا پس داخل شد حسن (ع) در زیر کسا فاطمه (س) فرمود اندکی نگذشت که ناگاه پسرم حسین (ع) نزدیکم آمد و  گفت سلام برتو ای مادر بوی جواب دادم سلام برتو باد

ولدی ویا قره عینی و ثمره فوادی فقال یا اماه انی اشم عندک رائحه طیبه کانها رائحه جدی رسول الله فقلت نعم ان جدک و اخاک تحت الکسا فاقبل

ای پسرم ای روشنی دیده ی من و میوه دل من پس حسین (ع) فرمود ای مادر بوی خوشی نزد تو به مشامم می رسد گویا بوی جدم رسول خدا باشد گفتم بله جد تو و برادرت در زید کسا هستند. پس حضرت حسین (ع) نزدیک کسا آمد

الحسین نحو الکسا و قال السلام علیک یا جداه یا رسول الله السلام علیک یا من اختاره الله اتاذن لی ان ادخل معکما  تحت الکسا فقال و علیک السلام یا

و فرمود سلام بر تو باد ای جد بزرگوار ای رسول خدا سلام بر کسی که او را خداوند از خلق خود اختیار کرد آیا اذن می دهی که با شما در زیر کسا باشم رسول خدا (ص) فرمود سلام بر تو باد ای پسر من و ای

ولدی و یا شافع امتی قد اذنت لک فدخل معهما تحت  الکسا فاقبل عند ذلک ابوالحسن علی بن ابی طالب  و قال السلام علیک یا بنت رسول الله  فقلت و

شفاعت کننده امت من به تحقیق اذن دادم ترا پس داخل شد حسین (ع) در زیر کسا با ایشان ، پس آمد آن زمان ابوالحسن علی بن ابی طالب و فرمود  سلام برتو ای دختر رسول خدا پس عرض کردم بر تو باد

علیک السلام یا اباالحسن و یا امیرالمومنین فقال یا فاطمه  انی اشم عندک رائحه طیبه کانها رائحه اخی وابن عمی  رسول الله فقلت نعم ها هو مع

سلام ای ابالحسن و ای امیر مومنان (ع) پس فرمود ای فاطمه (س) بدرستیکه  بوی خوشی نزد تو به مشامم می رسد گویا بوی برادرم و پسر عم من رسول خدا  باشد گفتم بله او با دو پسرت در زیر کسا هستند

ولدیک  تحت الکسا فاقبل علی  نحو الکسا و قال السلام علیک  یا رسول الله اتاذن لی ان اکون معکم  تحت الکسا قال له و  علیک السلام یا اخی   یا وصیی

پس حضرت علی  (ع) نزدیک کسا آمد و عرض کرد سلام بر تو باد  ای رسول خدا آیا اذن می دهی مرا که بوده باشم با شما در زیر کسا ، رسول خدا (ص) فرمود سلام بر تو باد ای برادر من و وصی من و جانشین من 

و خلیفتی و صاحب لوائی  قد اذنت لک فدخل علی  تحت الکسا ثم اتیت نحو الکسا و قلت السلام عیلک یا ابتاه یا رسول الله اتاذن لی ان اکون معکم تحت

و صاحب رایت من  و علم من  به تحقیق اذن دادم ترا پس داخل شد علی (ع) در زیر کسا ، سپس من رفتم نزد کسا و عرض کردم سلام بر تو باد ای پدر من ای رسول خدا (ص) آیا مرا اذن می دهی که بوده باشم با شما زیر

الکسا قال و علیک السلام یا بنتی ویا بضعتی قد اذنت لک فدخلت تحت الکسا فلما اکتملنا جمیعا تحت الکسا اخذ ابی رسول الله بطر فی الکسا و اومی بیده

کسا پیامبر (ص) فرمود بر تو باد سلام ای دختر من و ای پاره تن من به تحقیق اذن دادم ترا پس داخل شدم در زیر کسا ، پس زمانیکه جمع شدیم ما پنج تن در زیر کسا گرفت پدرم رسول خدا (ص) دو طرف کسا را و بدست راست اشاره

الیمنی الی السما و قال اللهم ان هولا اهل بیتی و خاصتی و حامتی لحمهم لحمی و دمهم دمی یولمنی ما یولمهم و یحزننی ما یحزنهم انا حرب لمن حاربهم

بسوی آسمان نمود و عرض کرد خداوندا بدرستیکه اینها اهل بیت و خواص و حامی من می باشند گوشت ایشان گوشت من و خون ایشان خون من است اذیت بنماید بمن هر که به آنها اذیت بنماید و غمگین می کنند مرا

و سلم لمن سالمکم و عدو لمن عاداهم و محب لمن احبهم انهم منی و انا منهم فاجعل صلواتک و برکاتک و رحمتک و غفرانک و رضوانک علی و علیهم

هر که آنها را غمگین کند من طرفم با هر که طرف است با آنها و صلحم هر که صلح است با آنها و دشمنم با هر که دشمن است با آنها و دوستم با هر که دوست است با آنها بدرستیکه ایشان از من و من از ایشانم پس قرارده

و اذهب عنهم رجس و طهرهم تطهیرا فقال عزوجل یا ملائکتی و یا سکان سماواتی انی ما خلقت سما مبنیه و لا ارضا مدحیه و لا قمرا منیره و شمسا

خداوندا رحمت ها و برکات و آمرزشت و رضای خود را بر من و بر آنها و زائل فرما از آنها پلیدی را و پاک گردان آن ها را پاکی بزرگی پس خداوند فرمود ای ملائکه ی من و ساکنان آسمانهایم همانا من خلق نکردم آسمان ها و

مضیئه و لا فلکا یدور و لا بحرا یجری و لا فلکا یسری الا فی محبه هولا الخمسه الذینهم تحت الکسا فقال الامین جبرائیل یا رب و من تحت الکسا فقال

زمین کشیده و نه ماه روشنی دهنده و نه آفتاب درخشنده و نه فلک را که می چرخد و نه دریایی که جاری است و نه کشتی را که سیر می کند مگر بجهت دوستی این پنج تن که در زیر کسا آسوده اند پس جبرائیل از خداوند پرسید کیستند

عزوجل هم اهل بیت النبوه و معدن الرساله هم فاطمه و ابوها و بعلها و بنوها فقال جبرائیل یارب اتاذن لی ان اهبط الی الارض لاکون معهم سادسا فقال

در زیر کسا؟ خداوند  عزوجل فرمود : آنها هستند اهل بیت پیامبر (ص) و مرکز رسالت ایشانند فاطمه (س) پدر او و شوهر او و فرزندان او پس جبرائیل عرض کرد ای پروردگار آیا اجازه می دهید بسوی زمین فرود آمده و ششم آنها

الله نعم قد اذنت لک فهبط الامین جبرائیل و قال السلام علیک یا رسول الله العلی الاعلی یقرئک السلام و یخصک بالتحیه و الاکرام  و یقول لک و

بوده باشم پس خداوند فرمود اذن دادم ترا پس جبرائیل فرود آمد و سلام داده عرض نمود ای رسول خدا خداوند علی اعلی ترا سلام می رساند و مخصوص می گرداند ترا به تحیت و اکرام و تجلیل و می فرماید 

عزتی و جلالی انی ما خلقت سما مبنیه و لا ارض مدحیه و لا قمرا منیرا و شمسا مضیئه و لا فلکا یدور و لا بحرا یجری و لا فلکا یسری الا لاجلکم و

به شما که قسم به عزت و جلالم بدرستیکه خلق ننمودم زمین کشیده و نه ماه روشنی دهنده و نه آفتاب درخشنده و نه فلک را که می چرخد و نه دریایی که جاری است و نه کشتی را که سیر می کند مگر برای شما و دوستی شما

محبتکم و قد اذن لی ان ادخل معکم فهل تاذن لی یارسول الله فقال رسول الله و علیک السلام یا امین وحی الله انه نعم قد اذنت لک فدخل جبرائیل معنا

و مرا اذن داده تا باشما زیر کسا باشم پس آیا اذن می دهی مرا ای رسول خدا پس رسول خدا (ص) فرمود برتو باد سلام ای امین وحی خدا شان چنین است اذن دادم ترا پس داخل شد جبرائیل با ما در زیر

تحت الکسا فقال لابی ان الله قد اوحی الیکم یقول انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل بیت  و یطهرکم تطهیرا فقال علی لابی یا رسول الله اخبرنی ما

کسا پس عرض کردم به پدر بزرگوارم بدرستیکه وحی می فرماید خدا بسوی شما بدرستیکه اراده فرموده خداوند متعال که بر طرف نماید از شما  خانواده هر پلیدی را و پاک گرداند شما را یک قسم پاک کردنی پس عرض کرد علی (ع) ای

لجلوسنا هذا تحت الکسا من الفضل عندالله فقال النبی و الذی بعثنی بالحق نبیا و اصطفانی بالرساله نجیا ما ذکر خبرنا هذا فی محفل من محافل اهل

رسول خدا (ص) خبر ده مرا که چیست برای این نشستن ما در زیر کسا از شرافت و فضیلت در نزد خداوند متعال پس پیغمبر اکرم (ص) فرمود : قسم به آن کسی که مرا  بجهت پیامبری فرستاده و اختیار فرموده به رسالت و نجات دهنده

الارض و فیه جمع من شیعتنا و محبینا الا و نزلت علیهم الرحمه و حفت بهم الاملائکه و استغفرت لهم الی ان یتفرقوا فقال علی اذا و الله فزنا و فاز

بر خلق ذکر نمی شود این خبرها در مجلسی از مجالس اهل زمین و در آن جمعی از محبان و دوستان ما باشند مگر اینکه نازل می شود برایشان رحمت خدا و احاطه می نماید ملائکه اطراف آن ها را و طلب آمرزش می نماید تا آنکه

شیعتنا و رب الکعبه فقال النبی ثانیا یا علی و الذی بعثنی بالحق نبیا و اصطفانی بالرساله نجیا ما ذکر خبرنا هذا فی محفل من محافل اهل الارض و فیه

متفرق می شوند پس علی (ع) فرمودند: در این هنگام قسم بخدا ما رستگار شدیم و پیروان ما رستگار شدند قسم به پروردگار کعبه ، پس فرمود پیغمبر(ص) یا علی (ع) : قسم به آن کسی که مرا  بجهت پیامبری فرستاده و اختیار فرموده به

جمع من شیعتنا و محبینا و فیهم مهموم الا و فرج الله همه و لا مغموم الا و کشف الله غمه و لا طالب حاجه الا و قضی الله حاجته  فقال علی اذا و الله

رسالت و نجات دهنده بر خلق ذکر نمی شود این خبرها در مجلسی از مجالس اهل زمین و در آن جمعی از دوستان ما و در میان آن ها باشند صاحب همی مگر آنکه خداوند عالم از بین ببرد غم اورا و نه صاحب حاجتی مگر آنکه

فزنا و سعدنا و کذلک شیعتنا فازوا و سعدوا فی الدنیا و الاخره  و رب الکعبه

برآورده می فرماید خدا حاجت او را پس عرض کرد امیرالمومنین (ع) در آن هنگام قسم به خدا رستگار شدیم و سعادت یافتیم و همچنین پیروان ما رستگار شدند و سعادت یافتند در دنیا و آخرت قسم به پروردگار کعبه

 

ياعلي جان مددي كن.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/18ساعت 3:17 بعد از ظهر  توسط كامياب  | 

ام لائمه فاطمه سومين معصوم از چهارده معصوم است.

مشهورترين لقب آن حضرت زهرا است.

پدرش حضرت محمد(ص) و مادرش خديجه كبري است.

در تاريخ 20 جمادي الثاني سال 5 بعثت در مكه به دنيا آمد.

حضرت فاطمه (ص) در سال 2 هـ.ق با امام علي (ع) ازدواج نمود.

دوران عمر اين بانوي بزرگ 18 سال بيشتر نبود.

در تاريخ 3 جمادي الثاني سال 11 هـ.ق به علت آزار منافقين از جمله عمر (لعن الله) توسط قنفذ به شهادت رسيدند.

قبر آن حضرت در مدينه به صورت نا معلوم  قرار دارد.

 

این مصيبت بزرگ را به فرزند برومندش حضرت حجة بن الحسن العسگری(عجل الله تعالی فرجه) و تمامي شيعيان تسليت عرض می نماییم.

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

ياعلي جان مددي كن.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/18ساعت 12:0 بعد از ظهر  توسط كامياب  | 
سبك شمردن شهادت صديقه ي كبري ، استخفاف به اميرالمؤمنين است. (آیت الله العظمی وحید خراسانی)

مراسم شهادت مظلومه عالم هستی حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا(س) به شرح ذیل برقرار است :

محل مراسم :

تهران ، خیابان پیروزی(منطقه ۱۴ شهرداری) ، خیابان نبرد شمالی ، نرسیده به چهارراه نبی اکرم (ص) ٬ نبش کوچه شهید غلامی ، حسینیه سیدالشهدا (ع)

 شب شهادت :

جمعه ۱۷/۳/۸۷ ، ساعت شروع ۲۰:۳۰

سخنران : جناب آقای دکتر مهدی دقیقی

مادحین : برادر عبدالله پور و برادر بقایی

روز شهادت :

دسته سینه زنی و عزاداری بی بی دو عالم از درب حسینیه برقرار می باشد .

شنبه۱۸/۳/۸۷ ، ساعت شروع ۱۰ صبح

 

برای هم ناله شدن با مولایمان امیرالمومنین علی (ع) دور هم جمع می شویم و منتظر حضور شما محب اهل بیت نیز هستیم .

+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/17ساعت 10:58 قبل از ظهر  توسط كامياب  | 
بسم الله الرحمن الرحيم
صلوات و سلام خدا بر صدیقه شهیده که به اتفاق تمام مسلمین آن کس که «ما ینطق عن الهوی إن هو الا وحی یوحی » او را سیده ي نساء عالمین نامید . نشان عبودیتش در مقابل خالق، قدم های ورم کرده در محراب عبادت بود ،و رأفت و رحمتش به خلق خدا به آن جا رسید که سه روز، روزه را به آب افطار کرد، و قوت خود و فرزندانش را به مسکین و یتیم و اسیر داد ، و خود وفرزندان خردسالش سه روز رنج گرسنگی را تحمل کردند که انسانی هر چند کافر، بی قوت و غذا نماند « ويُطعمون الطعام علی حبّه مسکينا ويتيماً وأسيرا » .
آبرویش به درگاه خدا به جايی رسید که دعای مستجابش درآیه مباهله هم طراز دعای پیغمبر خاتم شد.
شاهد عصمت کبرای او آیه ي تطهیر است، و دلیل مقام و منزلتش سوره ي کوثر است . اراده اش آن چنان فانی در اراده ي خدا شد که رضا و غضب خداوند عالم دائر مدار رضا و غضب او شد.
اوست که بر در بهشت نوشته شده فاطمه برگزیده ی خداست، اوست که آفتاب آسمان رسالت پدر اوست، وماهتاب سپهر امامت شوهر اوست، و یازده ستاره ی فروزانِ چرخِ ولایت در دامن اوست.
اگر پیغمبر خاتم تاج سر عالم شد ، او مهجه ی قلب رسول وبضعه ای از وجود اشرف ولد أدم شد.
وظیفه ی هر مسلمانی که رهین منت هدایت رسول خدا به حیات ابد و سعادت معرفت و عبادت خداوندِ واحد أحد است ، آن است که روز عزای یگانه دخترش که به فرموده ي او محبوبترین خلق نزد اوست، اجر رسالت آن حضرت را به تعظیم شعائر ماتم فرزندش ادا کند
« قل لا أسألکم عليه أجرا إلا المودة فی القربی» .
ودر عوض این مودت به شفاعتی نائل شود که خدا به آن حضرت وعده داده است «ولسوف يعطيک ربّک فترضی ».
 

اللهم صل علي فاطمة و أبيها و بعلها و بنيها
حسين الوحيد الخراساني

 

   ياعلي جان مددي كن.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/03/15ساعت 3:8 بعد از ظهر  توسط كامياب  | 

فاطمه در مقام شكوه از دو خليفه
 
قالَتْ فاطِمَةُ
الزَّهْراءُ(عليها السلام) لِلاَْوَّلَيْنِ:أَرَأَيْتُكُما إِنْ حَدَّثْتُكُما عَنْ رَسُولِ اللّهِ(صلى الله عليه وآله وسلم): تَعْرِفانِهِ وَ تَفْعَلانِ بِهِ؟ قالا نَعَمْ. فَقالَتْ: نَشَدْتُكُمَا اللّهُ أَلَمْ تَسْمَعا رَسُولَ اللّهِ يَقُولُرِضا فاطِمَةَ مِنْ رِضاىَ، وَ سَخَطُ فاطِمَةَ مِنْ سَخَطى، فَمَنْ أَحَبَّ فاطِمَةَ إِبْنَتى فَقَدْ أَحَبَّنى، وَ مَنْ أَرْضى فاطِمَةَ فَقَدْ أَرْضانى، وَ مَنْ أَسْخَطَ فاطِمَةَ فَقَدْ أَسْخَطَنى»؟ قالا نَعَمْ، سَمِعْناهُ مِنْ رَسُولِ اللّهِ(صلى الله عليه وآله وسلم)، فَقالَتْ: فَإِنّى أُشْهِدُ اللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ أَنَّكُما أَسْخَطْتُمانى وَ ما أَرْضَيْتُمانى وَ لَئِنْ لَقيتُ النَّبِىَّ لاََشْكُوَنَّكُما إِلَيْهِ .

حضرت زهرا(عليها السلام) خطاب به خليفه اوّل و دوّم فرمود:آيا اگر حديثى را از پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) نقل كنم به آن عمل خواهيد كرد؟ گفتند: آرى.
فرمودند: شما را به خدا آيا نشنيده ايد كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)فرموده اند:« خشنودى فاطمه خشنودى من، و خشم فاطمه خشم من است، هر كه دخترم فاطمه را دوست بدارد مرا دوست داشته، و هر كه فاطمه را خشنود سازد مرا خشنود ساخته، و هر كه فاطمه را خشمگين نمايد مرا خشمگين نمود هاست»؟ گفتند: آرى، چنين حديثى را از پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) شنيدهايم.
فرمود: من هم خدا و فرشتگان را گواه مىگيرم كه شما دو نفر مرا خشمگين نموديد و خشنودم نساختيد، و چون پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) را ملاقات نمايم حتماً از شما به او شكايت خواهم نمود

 

بر گرفته از وب سایت بحار

 

                                 ياعلي جان مددي كن.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/07ساعت 11:5 قبل از ظهر  توسط كامياب  | 

حضرت فاطمه (س) بنيانگذار تشيع

رسول جعفريان

اين درست است که تشيع در اصل به حديث انذار و غدير بازمي‌گردد و اين هم درست است که اصحابى مانند سلمان، ابوذر، مقداد و عمار نخستين شيعيان امام علي(ع) بودند، اما بايد توجه داشت که همه اينها تنها پس از حضرت فاطمه(س) قرار مي‌گيرند که او نقش اساسى در آغاز حرکت تشيع در بستر تاريخ داشت. در اصل اين فاطمه بود که نخستين سنگ بناى تشيع را که تبرى از مخالفان امام علي(ع) و مقام امامت و ولايت وى بود، استوار کرد. تمامى منابع تاريخى گواه هستند که نخستين مخالفان سقيفه که همگى از اصحاب رسول خدا(ص) بودند، در خانه فاطمه زهرا(س) اجتماع کردند.

 

بيشتر اين افراد که زبير هم در جمع آنان بود با تهديد و تطميع خانه را ترک کردند. خود امام علي(ع) باقى ماند و همسرش فاطمه(س). يکى از اين دو، مي‌بايست پيشقدم مي‌شد و از امامت دفاع مي‌کرد. بسيار روشن بود که امام علي(ع) بايد بماند و اين تنها فاطمه(س) است که مي‌بايست آشکار به دفاع از امامت بپردازد، حتى اگر جانش را سر اين راه بگذارد.

مبارزات فاطمه زهرا(س) در منابع ثبت و ضبط شده و هيچ کس، حتى دروغگوترين راويان اخبار هم نمي‌توانند آن را انکار کنند. اين مبارزات در قالب دفاع از حقوق حقه خود و شوهرش، نخستين سنگ بناى تشيع فاطمى و سپس تشيع علوى است. زمانى که اين مبارزات به نتيجه نرسيد آن حضرت تلاش کرد تا نشان دهد راهش از ديگران جداست.

عبدالرزاق صنعانى نويسنده کتاب يازده جلدى «المصنف» (ج 3، ص 521) که يکى از آثارى است که منصفانه اخبار و احاديث و فتاوى را منعکس کرده و نويسنده آن چهل سال پيش از بخارى درگذشته، به سند معتبرى نقل مي‌کند که : فاطمه را شب دفن کردند و براى خواندن نماز بر وى، ابوبکر را خبر نکردند و اين به خاطر مسائلى بود که ميان آنها گذشته بود ـ کان بينهما شيء ـ در همان خبر آمده است که فاطمه خود به اين مطلب وصيت کرده بود.

متن ديگرى که همانجا آمده به نقل از عايشه چنين است: «اَنَّ علياً دَفَن فاطمه ليلاً و لم يؤذن بها أبابکر». على فاطمه را شبانه دفن کرد و ابوبکر را خبر نکرد.

خبر دفن شبانه فاطمه را با يک هدف سياسى، ابن ابى شيبه هم با سند شناخته‌شده‌اى از هشام بن عروه از پدرش عروه بن زبير نقل کرده است.(مصنف ابن ابى شيبه ، ج 3، ص 226).

در خبر ديگرى عبدالرزاق(المصنف ، ج 5، ص 472) به نقل از عايشه آورده است که گفت: فاطمه و عباس براى ميراث خويش به سراغ ابوبکر آمدند. در همان حال آنها فدک را هم مي‌خواستند. ابوبکر گفت: از پيامبر شنيده است که گفت ما(پيامبران) چيزى به ارث نمي‌نهيم. آنچه از ما مي‌ماند، صدقه است. آل محمد هم از همين صدقه بهره برند. من هر آنچه را محمد کرده انجام مي‌دهم. فاطمه(س) سخن او را نپذيرفت: «فهجرته فاطمه»، فاطمه با او قهر کرد و در اين باره با او سخن نگفت تا درگذشت. علي(ع)، فاطمه را شبانه دفن کرد و ابوبکر را خبر نکرد.

اين برخورد روش برخورد شيعيان را با دستگاه خلافت روشن کرد و تشيع را در مسير تاريخ فعال نمود. در همان نقل از عايشه آمده است که فاطمه(س) شش ماه پس از پيامبر زنده بود و در آن مدت على هم در پناه فاطمه مي‌زيست و بيعت نکرد. اما وقتى فاطمه(س) رحلت کرد، علي(ع) پشتيبانش را از دست داد و مردم از او رويگردان شدند.

البته دليل بيعت امام علي(ع) صرفا اين مطلب نبود. بلکه آن حضرت همان طور که بارها و بارها در سخنراني‌ها و خطبه‌هايش در کوفه گفت، به خاطر خطرهايى که اسلام را تهديد مي‌نمود، بيعت کرد. در ادامه نقل پيشين، شخصى به زهرى راوى آن خبر مي‌گويد: راستى على تا شش ماه بيعت نکرد؟ زهرى پاسخ داد: آرى، نه او نه هيچ يک از بنى هاشم در اين مدت بيعت نکردند و على هم وقتى بيعت کرد که ديد، چهره‌هاى برجسته ـ وجوه الناس ـ از او رويگردان شدند.

بنابراين ترديد نبايد کرد که تشيع سياسى در نخستين قدم در رفتار سياسى حضرت فاطمه زهرا(س) تعريف شد. اگر شوهرش به هر دليل مي‌بايست بيعت مي‌کرد او هرگز بيعت نکرد، با خلفا حرف نزد و حتى اجازه حضور آنان را بر جنازه خود را نداد.

به علاوه خطبه حضرت زهرا(س) نخستين منشور تشيع است. مضامين آن را آنچه که بعدها در خطبه‌هاى امام علي(ع) و نيز در متن دعاى ندبه آمد و ديدگاه‌هاى تاريخى شيعه را نسبت به گذشته و آمال و آرزوهاى شيعه را براى آينده ترسيم مي‌کند، هماهنگ است.

تحليلى که در آن خطبه از نزاع داخلى قريش، مجادله آنان بر سر قدرت و از ميان بردن حق امام علي(ع) ارايه شد همان ديدگاه‌هاى تاريخى شيعه است. چنين تحليلى را بعدها بارها و بارها در خطبه‌هاى امام علي(ع)، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) مي‌بينيم. تحليلى اينچنين که قريش حق ما را ندادند، ما احق مردم به خلافت بوديم و انگيزه آنان در اين حق‌کشى، چيزى جز ضربه‌هايى نبود که قريش در بدر و احد از شمشير حمزه و على تحمل کرده بودند و در اصل آنها با اين کار انتقام خود را از على گرفتند.

بنابراين براى بنيانگذارى تشيع توسط فاطمه زهرا(س) سند مهم ديگر، همين خطبه است که بنيادهاى اصلى و اساسى تشيع را در زمينه ديدگاه تاريخى شيعه نسبت به وقايع صدر اسلام، به تصوير مي‌کشد. فاطمه زهرا(س) از همان زمان پيامبر(ص) دريافته بود که قريش، حتى کسانى از آنها که مسلمان شده‌اند و گويى در بدر و احد هم شرکت کرده‌اند، از حمزه که شهيد شده نگران هستند. او مي‌دانست که آنان قصد دارند تا شخصيت حمزه را به فراموشى بسپارند.

وقتى حمزه شهيد شد آنان خشنود شدند. با شهادت جعفر بن ابى طالب آنان باز هم خشنودتر شدند و فاطمه(س) براى اينکه ياد حمزه را نگاه دارد بنا به روايت امام صادق(ع) هر هفته، روزهاى جمعه به زيارت قبر حمزه مي‌رفت(المصنف، ج 3 ، ص 572) و بنا به نقلى که در صفحه 574 همان کتاب آمده، آن حضرت روى قبر حمزه، علمى نصب کرده بود تا محل قبر او را بشناسد و بيابد تا ياد حمزه بماند و قريش نتوانند اثر آن را محو کنند که البته هم نتوانستند.

بنابراين فاطمه(س) قبر حمزه را با علامت مشخص مي‌کند تا بتواند ستونى براى تشيع بنا کند. همان طور که قبر خود را محو مي‌کند تا باز هم کينه‌اى در قلب شيعه نسبت به قريش و رفتار زشت آنان با دختر پيامبر و در واقع با علي(ع) و امامت او نگاه دارد.

 

          ((بر گرفته از وب سایت بحار))       

ياعلي جان مددي كن.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/06ساعت 11:1 قبل از ظهر  توسط كامياب  | 

از فاطمه اكتفا به نامش نكنيد

 

نشناخته توصيف مقامش نكنيد

 

هر كس كه در او محبت زهرا نيست

 

علامه اگر هست سلامش نكنيد

 

ياعلي جان مددي كن.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/04ساعت 11:16 بعد از ظهر  توسط كامياب  | 

وصیت نامه حضرت زهرا(سلام الله علیها)

بسم الله الرحمن الرحيم هذا ما اوصت به فاطمة بنت رسول‏اله و هى تشهد ان لا اله اله الله و ان محمدا رسول‏الله و ان الجنة حق والنار حق و ان الساعة آتية لاريب فيها و ان الله يبعث من فى القبور يا على انا فاطمه بنت محمد زوجنى الله منك لاكون لك فى الدنيا و الاخرة انت اولى بى من غيرى حنطنى و غسلنى و كفنى بالليل وصل على و ادفنى بالليل و لا تعلم احدا و استودعك الله و اقراء على ولدى السلام الى يوم القيامة.(1)
اين است وصيت فاطمه دختر رسول خدا و او شهادت مى‏دهد به يگانگى و يكتايى ذات باريتعالى و رسالت حضرت محمد رسول‏الله و گواهى مى‏دهد كه بهشت حق است و آتش جهنم حق است و بدون شك قيامت در پيش است و خواهد آمد و خدا در آن روز همه را از قبرها برمى‏انگيزد يا على من فاطمه دختر محمدم كه خداوند مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنيا و آخرت همسر تو باشم و از آن تو، تو از هركس بر من نزديكترى مرا شبانه حنوط كن و شب غسل بده و شبانه كفنم كن و شب به خاك بسپار و كسى را از دفن من مطلع مكن. تو را به خدا مى‏سپارم و سلام من به فرزندانم تا روز قيامت برسان. و در بعضى از روايات دارد كه زهرا عليهاالسلام به على عليه
‏السلام گفت: يابن عم دلم تمناى مرگ دارد ساعتى نخواهد گذشت جز آن كه از تو مفارقت نمايم.

على عليه ‏السلام فرمود: اى دختر رسول خدا وصيت كن به آنچه مى‏خواهى و هر چه در دل دارى بيان كن على عليه‏ السلام نشست بالاى سر فاطمه و خانه را از بيگانه خالى كرد جز فاطمه و على كسى نبود فاطمه عرض كرد: اى پسر عم هيچگاه در زندگى به شما دروغ نگفته‏ام و در زندگى زناشويى با تو راه خيانت نپيموده‏ام و لا خالفتك منذ عاشرتنى. و هرگز در معاشرت با تو از در مفارقت وارد نشده‏ام و پيوسته مطيع فرمان تو بوده‏ام. على عليه ‏السلام فرمود:

پناه مى‏برم به خدا (اى دختر رسول خدا) تو بانوى راستگويى و داناتر و پرهيزگارتر و نيكوكارتر و گرامى‏تر از هركسى، من نيز از خدا در مخالفت با تو بيمناك بوده‏ام و فراق تو بر من سخت ناگوار است فقدان تو بر من تجديد مصيبتى است كه از رحلت پيغمبر بر من وارد شد به خدا قسم مصيبت فراق تو بر من چنان است كه هيچ چيز نمى‏تواند مرا تسليت دهد در آن حال هر دو به گريه افتادند و مدتى زار زار اشك ريختند (بعضى نوشته ‏اند كه چون اطاق خلوت شد زهرا عليهاالسلام به على عليه ‏السلام عرض كرد پسر عم جلوتر بيا و دستت را روى سينه من بگذار على عليه ‏السلام خواهش آن بانو را عمل كرد آنگاه عرض كرد پسر عم از من راضى باش على عليه ‏السلام فرمود: زهرا جان از تو راضيم خداى نيز از تو راضى باشد. عرض كرد نه على جان مى‏دانى من از چه چيزى از شما رضايت مى‏خواهم روزى كه دشمن به صورت من سيلى زد و با خستگى و درد جسمانى و روح افسرده آمدم منزل ديدم تو در كنج حجره نشسته‏اى و مشغول جمع‏آورى قرآنى با تندى با شما سخن گفتم و به شما گفتم يابن ابی طالب اى پسر ابی ‏طالب در كنج حجره نشسته ‏اى و مثل جنين در رحم حجره قرار گرفته‏اى دشمن به همسرت تعدى كرده...

غصه; ‏دار بودم و با تو پرخاش كردم اينك از تو رضايت مى‏خواهم از من راضى باش) مولاى متقيان سر فاطمه را به سينه چسباند و با مهربانى فرمود: زهرا جان از تو راضيم خدا و رسول از تو راضى باشند هرچه مى‏خواهى بگو كه اجرا خواهم كرد. آن بانو در حالى كه اشك مى‏ريخت گفت شوهر گراميم خداوند تو را جزاى خير دهد وصيت من اين است كه دختر خواهر من امامه را تزويج كنى (امامه دختر زينب بنت رسول‏الله بود كه مادرش در زمان پدر فوت كرده بود) زيرا امامه به فرزندان من مهربانى خواهد كرد و بهترين پرستار آنها است و مرد هم ناگزير است زنى در خانه داشته باشد.
از جمله وصاياى حضرت زهرا عليهاالسلام به همسرش اين بود كه گفت: شوهر عزيزم براى من تابوتى بساز كه فرشتگان صورت آن را به من نشان داده‏اند و امام عليه‏السلام از وى خواست كه وصف آن را برايش بيان كند تا طبق خواسته‏اش عمل نمايد.
«مورخين نوشته‏
اند كه وصف تابوت در متن وصيت آن بانوى بزرگ اسلام نيست» و باز گفت: همسرم وصيت ديگرم اين است كه هيچكس به جنازه من حاضر نشود.

من از اين مردم كه به من ستم كردند و حق مرا غصب نمودند متنفرم.


اينها دشمن من و دشمن رسول خدا (ص) هستند اجازه نده از اين قوم و هوادارانشان كسى بر جنازه من حاضر شوند و نماز بخوانند يا على مرا در تاريكى شب آنگاه كه ديدگان مردم به خواب رفت به خاك بسپار تا از دفن من بى‏خبر باشند. (2)

 

1ـ بحار چاپ قديم ج 10/ 61

2ـ فاطمة الزهرا سيدة نساءالعالمين/ 435

                 ((بر گرفته از وب سایت بحار))

 

                                 ياعلي جان مددي كن.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/02ساعت 11:11 بعد از ظهر  توسط كامياب  | 

مجازات  اهانت به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

 

از نظر فقهى كسى كه به چهارده معصوم ناسزا بگويد و يا عملى توهين‏آميز در مورد آنان انجام دهد، حكمش قتل است، كه در منابع فقهى مورد بحث فقها واقع شده است.
بنابراين، فاطمه‏ى زهرا كه يكى از حضرات معصومين عليهم‏السلام مى‏باشند، هر گونه اسائه‏ى ادب و جرات و جسارت و بغض و كينه عملى به ساحت آن بزرگوار كيفر شديدى در پى خواهد داشت.

از نظر حديثى نيز روايات زيادى در اين زمينه آمده و از جمله از حضرت امام صادق عليه‏السلام مى‏خوانيم كه مى‏فرمايند:

«چون حضرت مهدى عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف ظهور كند، پس از اقداماتى، به كيفر قاتلان ستمگر مادرش فاطمه عليهاالسلام مى‏پردازد و به سراغ قبر آنان مى‏رود و آنان را زنده مى‏كند، و به محاكمه مى‏كشد و پس از آن به دارشان آويزان مى‏كند و پس از باز كردن از دار، به پيكبر كثيفشان آتش مى‏زند. (بحارالانوار، ج 52، ص 386، ح 201) »

اين حديث مى‏رساند ستمگرانى كه به خانه آن حضرت هجوم برده، وى را مصدوم نموده، بچه‏اش را كشته و خانه‏اش را به آتش كشيدند، چه كيفر سنگينى در اين جهان دارند.

در اينجا توجه شما را به يك تاريخ زنده، كه نتيجه مطلوبى در اين بحث دارد جلب مى‏كنم:
رسول خدا هنگامى كه مكه را فتح كرد، همه را آزاد ساخته و از انتقام گرفتن چشم‏پوشى نمود، ولى از چهار نفر زن و شش نفر مرد نگذشت و آنان را مهدور الدم اعلان كرد.

از جمله اين اشخاص كه واجب القتل اعلان شد هبارين اسود بود. او هنگامى كه دختر بزرگ پيامبر صلى اللَّه عليه و آله (حضرت زينب) عازم مدينه بود، به تعقيبش پرداخت و با نيزه‏اى كه به وى زد، باعث شد كه آن بانوى گرامى بچه‏ى خود را كه در شكم داشت سقط كند.

رسول گرامى فرمود: هر كجا به هبار دست يافتيد، دستها و پاهاى او را قطع نموده و سپس به قتل رسانيد. (اقطعوا يديه و رجليه ان قدرتم عليه، ثم اقتلوه) (شرح ابن ابى‏الحديد، ج 18، ص 14.)ابن ابى‏الحديد معتزلى مى‏گويد:من اين خبر تاريخى پيامبر را به نقيب خود ابوجعفر خواندم او گفت: پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله به جهت ترساندن زينب و سقط جنين وى، خون هبار را مباح اعلان كرد. (او اضافه كرد:) از اين حديث استفاده مى‏شود كه اگر پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله در زمان فاطمه عليهاالسلام زنده بود، خون آنان را كه فاطمه عليهاالسلام را ترسانده و محسنش را كشتند، مباح اعلان مى‏فرمود.

ابن ابى‏الحديد پرسيد: اجازه مى‏دهى من جريان ترساندن فاطمه عليهاالسلام و كشته شدن محسنش را از تو نقل كنم؟

او گفت: از من نقل نكن و بطلان آن را نيز نقل نكن، زيرا من متوقفم. (شرح ابن ابى‏الحديد، ج 14، ص 193.(

هذا الخبر قراته على النقيب ابى‏جعفر فقال: اذا كان رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله اباح دم هباربن الاسود لانه روع زينب فالقت ذا بطنها، فظهر الحال انه لو كان حيا لاباح دم من روع فاطمه حتى القت ذا بطنها...

خوانندگان عزيز توجه مى‏فرمايند كه كيفر دشمنان و ستمگران فاطمه عليهاالسلام از نظر شيعه و سنى قتل است و اين مساله موضوعى است مسلم كه دانشمندان فريقين به آن عقيده دارند.

 

اذیت فاطمه اذیت خدا و پیامبر است

اينكه اذيت فاطمه عليهاالسلام اذيت خدا و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله است، موضوعى است كه دهها حديث معتبر در اين باره در كتب شيعه و سنى آمده، كه اينك بدون نياز به تحليل، به چند حديث از آنها تبرك مى‏جوييم:

1- قال رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: فاطمه بضعه منى، فمن اغضبها اغضبنى.

(كنزالعمال، ج 12، ص 108 ش 34222- جامع الصغير سيوطى، ج 2، ص 208 ش 58333- صحيح بخارى، ج 5، ص 96 ش 278.)

رسول خدا فرمودند: فاطمه پاره‏ى تن من است، هركس او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده.

2- عن النبى صلى اللَّه عليه و آله: فاطمه بضعه منى، و هى نور عينى، ثمره فوادى، و روحى التى بين جنبى، من آذاها فقد آذانى، و من آذانى فقد آذى اللَّه، و من اغضبها فقد اغضبنى، يوذينى ما آذاها. (مسند احمد حنبل 7 ج 4، ص 329)

پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: فاطمه پاره‏ى تن من، نور چشمم، ميوه‏ى دلم و روح و روانم است. هركس او را اذيت كند، مرا اذيت نموده و اذيت من اذيت خداست و كسى كه وى را به خشم آورد، مرا به خشم آورده، اذيت مى‏كند مرا، آنچه فاطمه را اذيت كند. 3- قال النبى: فاطمه بضعه منى، من آذاها فقد آذانى، و من آذانى فقد آذى اللَّه عز و جل و هذا يدل على عصمتها. (ابن ابى‏الحديد، ج 16، ص 273)
رسول گرامى فرمودند: فاطمه پاره‏ى تن من است، هركس او را اذيت كند مرا اذيت نموده و كسى كه مرا اذيت كند، خدا را اذيت كرده. (سپس ابن ابى‏الحديد مى‏گويد:اين حديث، عصمت فاطمه را در بر دارد.)

4- عن رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: ان اللَّه عزوجل ليغضب لغضب فاطمه، و يرضى لرضاها. (فرائدسمطين، ج 2، ص 46 ش 378.)

از پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله آمده است: خداوند با خشم و غضب فاطمه به خشم آيد و با رضاى او راضى مى‏گردد.

5- قال رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: فاطمه بضعه منى، يوذينى ما اذاها. (صحيح مسلم، ج 16، ص 3 به شرح نووى.)

پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: فاطمه پاره‏ى تن من است، اذيت مى‏كند مرا، آنچه او را بيازارد.

6- قال رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله: فاطمه بنت محمد، و هى بضعه منى، فمن آذاها فقد آذانى، و من آذانى فقد آذى اللَّه. (محجةالبيضاء، ج 4، ص 210. (

رسول خدا فرمودند: فاطمه دختر محمد است، او پاره‏ى تن من بوده، هركس وى را آزار دهد، مرا آزار نموده و كسى كه مرا اذيت كند، خدا را اذيت نموده است.

اين احاديث ششگانه، كه به عنوان نمونه، از كتابهاى معتبر اهل سنت نقل گرديد، مى‏رساند كه خشم فاطمه عليهاالسلام باعث خشم خدا و پيامبر مى‏گردد و اساساً رضايت و غضب الهى به رضا و غضب فاطمه عليهاالسلام بستگى دارد. و چنانچه ملاحظه فرموديد از اين احاديث به عصمت فاطمه عليهاالسلام استدلال نموده و

حركت او را معلول اراده و خواست خدا مى‏دانند.

خدا و پیامبر ستمگران به فاطمه را لعن می کنند

پروردگار عالم در سوره‏ى احزاب آيه‏ى 57 مى‏فرمايند: ان الذين يوذون اللَّه و رسوله لعنهم اللَّه فى الدنيا والآخرة.

به يقين كسانى كه خدا و پيامبر او را اذيت مى‏كنند، در دنيا و آخرت ملعون بوده و از رحمت الهى دور مى‏باشند.

قطع نظر از روايات خاصه كه از طريق شيعه نقل شده، اگر همان شش حديث مذكور را كه در اين فصل از كتب معتبره‏ى عامه نقل نموديم كه «اذيت فاطمه عليهاالسلام را اذيت خدا و پيامبرش مى‏دانند» و با اين آيه شريفه كنار هم گذاشته و نتيجه بگيريم، آنگاه به اين ثمره خواهيم رسيد كه هر كس فاطمه عليهاالسلام را اذيت كرده و در حق او ستمگرى نموده و به خانه او تجاوز كرده و... در دنيا و آخرت ملعون بوده و از رحمت الهى محروم و به عذاب دردناك در قعر آتش جهنم گرفتار خواهد آمد. علاوه بر اين، استدلال و استنتاج، از تفسير على بن ابراهيم نقل شده كه اين آيه در مورد كسانى نازل شده، كه حق على عليه‏السلام را غصب كنند و فاطمه عليهاالسلام را از حقش محروم نموده و وى را به خشم آورند...( عوالم، ج 11، ص 110- بحارالانوار، ج 43، ص 25، ح 23.)

( «ان الذين يوذون اللَّه و رسوله لعنهم اللَّه فى الدنيا و الاخره و اعدلهم عذابا مهينا» نزلت فيمن غصب اميرالمؤمنين حقه و اخذ حق فاطمه و آذاها...)

پس، با اين بيان روشن (ايذا فاطمه عليهاالسلام ايذا خدا و پيامبر، موذيان خدا و پيامبر ملعون، پس موذيان و مبغضان فاطمه ملعون). ملاحظه مى‏شود كه خداوند دشمنان و ستمگران فاطمه عليهاالسلام را در قرآن مجيد ملعون خوانده است. و اما از نظر پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله نيز، از طريق اهل سنت، از ابن‏عباس در يك حديث مفصل در مورد حضرت فاطمه عليهاالسلام چنين آمده است:

اللهم العن من ظلمها و عاقب من غصبها، و ذلل من اذلها، و خلد فى نارك من ضرب جنبها حتى القت ولدها، فتقول الملائكه عند ذلك. (آمين). (فرائدالسمطين، ج 2، ص 35، ح 371.

خداوندا! هر كس فاطمه را مورد ستم قرار دهد از رحمت خود دور بدار (لعنتش كن)و غاصبين حقش را عذاب كن و كسى كه او را خوار گرداند، خوارش فرما و آنان كه به پهلوى او مى‏زنند و باعث سقط فرزندش مى‏شود براى هميشه در آتش دار، (اين دعاها با آمين ملائكه به اجابت مى‏رسد.)

چنانچه ملاحظه مى‏كنيد در اين حديث پيامبر خدا ستمگران و غاصبين حق فاطمه عليهاالسلام را ملعون خوانده و آنان را براى هميشه اهل آتش مى‏داند.

 

کیفر اخروی قاتلین زهرای مرضیه

اگر به دقت به آيات قرآن مجيد نظرى بيفكنيم و رابطه برخى از آيات آن را در مورد حضرت زهرا مورد توجه قرار دهيم، خواهيم ديد كه پروردگار عالم عذاب دردناك و خواركننده‏اى براى دشمنان آن حضرت وعده مى‏دهد.

از جمله در آيه‏ى 61 سوره‏ى توبه مى‏فرمايد: «و الذين يوذون رسول‏اللَّه لهم عذاب اليم؛ كسانى كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله را اذيت مى‏كنند به عذاب دردناكى گرفتار آيند.»

و در آيه‏ى 57 احزاب مى‏فرمايد: «ان الذين يوذون اللَّه و رسوله لعنهم اللَّه فى الدنيا و الاخره و اعدلهم عذابا مهينا؛ به يقين كسانى كه به ايذا خدا و پيامبر مى‏پردازند در دنيا و آخرت از رحمت الهى به دور بوده، عذاب خواركننده‏اى در انتظار آنان است.»

با توجه به بحثهايى كه در همين فصل داشتيم و ثابت كرديم كه «ايذا فاطمه عليهاالسلام ايذا خدا و پيامبر است» چنين نتيجه مى‏گيريم كه دشمنان فاطمه طبق همين دو آيه و آيات مشابه ديگر، در آتش ابدى كه از قهر خدا سرچشمه مى‏گيرد قرار خواهند گرفت.

و در حديثى رسول خدا در اين زمينه مى‏فرمايند: هركس با دشمنى فاطمه و اهل‏بيت من از دنيا برود كافر از دنيا رفته و بوى بهشت به مشام او نمى‏رسد و در پيشانى او مى‏نويسند اين شخص از رحمت خدا بدور است. (تفسير كشاف، ج 3، ص 82، فرائد، ج 2، ص 255 ش 251- طرائف، ص 267- فخر رازى، ج 27، ص 165- قرطبى، ج 8، ص 43 ذيل آيه‏ى 23 سوره‏ى شورى- نمونه، ج 20، ص 413- سفينه، ج 1، ص 201.(
(... من مات على بغض آل محمد جا يوم القيمه مكتوب بين عينيه آيس من رحمه‏اللَّه، الا و من مات على بغض آل‏محمد مات كافرا، الا و من مات على بغض آل‏محمد لم يشم رائحه الجنه.) و در حديث ديگرى از طريق عامه از حضرت سلمان نقل شده كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله در مورد دشمنان فاطمه عليهاالسلام فرمودند:

يا سلمان! ويل لمن يظلمها و يظلم بعلها اميرالمؤمنين عليا و ويل لمن يظلم ذريتها و شيعتها. (فرائدالسمطين، ج 2، ص 67 ش 391.)

يا سلمان! واى بر آن ستمگرانى كه به فاطمه و شوهرش على اميرالمؤمنين ستم كنند؟! حتى واى بر آنان كه بر فرزندان و شيعيان فاطمه جفا نمايند.

قابل توجه است كه در اين حديث ضمن تعبير اميرالمؤمنين بر حضرت على عليه‏السلام آن هم در مدرك معتبر اهل سنت، دشمنان فاطمه عليهاالسلام و شوهر و فرزندان و شيعيان را تهديد به كيفر و عذاب الهى مى‏نمايد، و مى‏رساند كه چنين افرادى روزگار سياهى در پيشگاه خدا خواهند داشت.

 

رجعت حضرت زهرا به دنیا

از جمله امورى كه از ضروريات مذهب شيعه و مختصات آنست، اعتقاد به رجعت مى‏باشد و آن برگشتن جمعى از نيكان محض و بدان محض است در دنيا پيش از قيامت كبرى، و اكثر علماى اماميه مانند شيخ صدوق و شيخ مفيد و سيد مرتضى و شيخ طبرسى و سيد بن طاووس و علامه مجلسى رحمه‏اللَّه و غير ايشان از بزرگان اكابر آنها بر حق بودن رجعت دعوى اجماع نموده و بسيارى از محدثين شيعه در اين باره كتابهاى جداگانه‏اى نوشته‏اند.

از فضائل ممتاز حضرت زهرا عليهاالسلام يكى رجعت است. با ائمه اطهار بار ديگر برمى‏گردد و از خداوند نسبت به ظالمين دادخواهى مى‏كند. چنانچه در خبر مفصل از مفضل بن عمر از حضرت صادق عليه‏السلام روايت شده است. (فضائل الزهرا عليهاالسلام/ سيد محمد تقى مقدم/ ص 217- بحار/ ج 53/ ص 143(

  ((بر گرفته از وب سایت بحار))                 

    

                                   ياعلي جان مددي كن.

         

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/03/01ساعت 11:13 بعد از ظهر  توسط كامياب  | 

دستور ساختن تابوت

روايت شده: فاطمه (س) به اسماء بنت عُمَيْس فرمود: من ناپسند می ‏دانم آنچه را كه با آن جنازه‏ زنان را حمل می كنند (1) كه پارچه‏ اى روى جنازه‏ آنها می ‏اندازند و جسم آنها از زير پارچه پيدا است، و هر كس آن را ديد تشخيص می ‏دهد كه مرد است يا زن، من ضعيف شده‏ ام و گوشت بدنم گداخته شده، آيا چيزى نمی ‏سازى كه مرا بپوشاند.
اسماء گفت: آن زمان كه در حبشه بودم (2) مردم حبشه براى حمل جنازه چيزى را كه پوشاننده بدن بود ساخته بودند، اگر می
خواهى مثل آن را بسازم.
فاطمه (س) فرمود: آن را بساز.

اسماء تختى طلبيد و آن را به رو انداخت، سپس چند چوب از شاخه ‏ى خرما طلبيد و آن را بر پايه ‏هاى آن تخت، استوار كرد و سپس پارچه ‏اى روى آن كشيد (شبيه عِمارى درآمد) و به فاطمه (س) عرض كرد: تابوتهاى مردم حبشه، اين گونه است.
فاطمه (س) آنرا پسنديد و به اسماء فرمود: خدا تو را از آتش دوزخ محفوظ بدارد، مانند اين تابوت براى من بساز و مرا با آن بپوشان.

و نقل شده وقتى كه حضرت زهرا (س) آن تابوت را ديد خنديد، با توجه به اينكه بعد از رحلت رسول خدا (ص) هيچگاه تبسّم (لبخند) نكرده بود و فرمود: اين تابوت، چقدر زيبا و نيكو است كه مانع مشخص شدن زن و مرد می ‏شود! (3)

 

1ـ گويا تابوت آن زمان همانند نردبانى بدون ديوار بوده، و جنازه را روى آن می ‏گذاشتند، و جنازه مشخّص می ‏شد.

2ـ اسماء همسر جعفر طيّار بود، و حدود پانزده سال همراه جعفر در حبشه به سر برد و بعد از شهادت جعفر، همسر ابوبكر شد، محمد بن ابوبكر پسر او است (مترجم).
3ـ كشف ‏الغمّه ج 2 ص 67 به نقل از ابن‏عبّاس

                          ((بر گرفته از وب سایت بحار))

 

                                 ياعلي جان مددي كن.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/03/01ساعت 11:8 بعد از ظهر  توسط كامياب  |